سلام بازدید کنندگان عزیزی که از وبلاگم بازدید می کنید لطفا و خواهشا 

در پایین به من رای بدهند تو قمست وبلاگ برتر لطفا 

حتی یک دقیقه هم از وقتتون رو نمیبره

ممنون

 درضمن

 فقط یه خواهش کوچولو دارم

جونه من، جونه ..................(هرکی که خودت میدونی)


نظر بده. به خدا میام میبینم هیچ نظر جدیدی نیست حالم خیــــــــــــــــــــــــــــــلی گرفته میشه.



تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر 1392 | 13:21 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
سلام دوستان ببخشید یه مدتی نبودم ولی انشالله جبران میشه از این به بعد اینم از اولین مطلب بعد غیبت چند ماهه برو ادامه مطلب

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 15:41 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
سلام دوستان ببخشید یه مدتی نبودم ولی انشالله جبران میشه از این به بعد اینم از اولین مطلب بعد غیبت چند ماهه برو ادامه مطلب

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 15:41 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
مشروب فروشي به نام مكه و شكل مكه
به گزارش نقدنيوز،پس از اهانت به قرآن كريم در امريكا، اينبار نوبت به قبله مسلمانان رسيده است تا مورد اهانت قرار بگيرد. طبق اخبار رسيده قرار است در منطقه تجاری مانهاتان در نیویورک، یک مشروب فروشی جدید به نام "سیب مكه "‌افتتاح شود. به تصاوير زير توجه كنيد:

شرکت معروف آمریکایی Apple سازنده گوشی های آیفون و آی پد و کامپیوترهای خانگی و قابل حمل است، اقدام به ساخت فروشگاهی به شکل کعبه در خیابان پنجم نیویورک کرده است.   
 
 
 
 
 

حال اين سوال مطرح مي شود پايگاههاي اطلاع رساني من جمله صدا وسيما ، جرايد و پايگاه هاي اينترنتي چرا در قبال اين موضوع سكوت كرده اند و منتظر مانده اند تا اين مشروب فروشي شروع به كار كند و سپس .... !

منتظران مهدي شما بايد اول حركتي كنيد تا بعد خدا دستتان را بگيرد مگر مختار نامه را نميبينيد در زمان سوختن كعبه چه شد بيدارشيد منتظران

اسم جلاله "الله" روي کفش ورزشي نايک

تا قبل از اين Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهاي ايرانيان رسيده بود و حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم" را به قسمت پشت شلوارهای ايرانيان برده اند و عجیب آنكه برخي مدعيان كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند و در جهت تحريم كوكاكولا و نستله حركت مي كردند، هم در برابر كشتار مسلمانان چين سكوت كرده اند و هم در برابر اين توهين آشكار.

202011

116211_2254



تاريخ : پنجشنبه هفتم آذر 1392 | 19:38 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |

http://zohur12.persiangig.com/image/devil%20in%209.11/9.11%20wow.jpg

پست این دفعه همانطور که قولش رو داده بودیم با بقیه پست ها فرق میکنه چون مطالبی در آن خواهید دید که بسیار جذاب تر و زیبا تر میباشد…در این پست  به بررسی یک اتفاق جالب در ۱۱ سپتامبر و چند چیز جالب دیگر خواهیم پرداخت…به ادامه مطلب بروید…

 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفتم آذر 1392 | 19:25 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 | 14:33 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
سلام نياز به نويسنده جديد هست هركي ميخواد اعلام امادگي شو بگه اخه من يه وقت نيستم يه نظر خصوصي بده ولي بايد فعال باشه



تاريخ : چهارشنبه سوم مهر 1392 | 11:27 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
یه ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﻟﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ


ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ :ﮔﺎﻭﻫﺎ ﺑﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ


ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﻠﻪ ، ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ


ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺰﻧﻪ ﺩﻫﻦ


ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻪ


ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﺭﻗﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻮ


ﭘﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑهﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺍﮔﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺪﯼ ﻧﻤﺮﺗﻮ ﻣﯿﺪﻡ


ﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻨﻪ:


ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟


ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ :ﮐﯿﺴﻪ ﭘﺮ ﭘﻮﻝ


ﺍﺳﺘﺎﺩ :ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﻟﻪ


ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ : ﺑﻠﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ! ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯾﻮ ﻭﺭﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ


ﺍﺳﺘﺎﺩﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﺶ ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ :


ﮔﺎﻭ ﻭ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ .


ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ :


ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﻀﺎﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﯾﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺭﻓﺖ بنویسید



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 | 7:41 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
اینو یه دوست عزیزی فرستاده...



.شمام دوس داشتین کپی کنین...






۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
۞ *•.¸.•* بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ •¸ .*• ۞
۞ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۞ اللَّهُ الصَّمَدُ ۞ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ۞ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ۞
۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
۞ *•.¸.•* بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ •¸ .*•¸ .*•۞
۞ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ۞ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ۞
۞ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۞وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ۞ وَمِنْ شَرِّحَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ۞
۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
۞ *•.¸.•* بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ •¸ .*•*•..• ۞
۞ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ۞ مَلِكِ النَّاسِ۞إِلَهِ النَّاسِ۞ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ۞الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ۞ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ۞
۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

"نفرين بر اشخاصي كه آوازهارو پخش ميكنند واز نشر آيات قرآن خجالت ميكشند

تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1392 | 13:58 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 23:23 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را دردهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود..........


                      بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دهم تیر 1392 | 15:23 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |

- حتی شامی های مادر هم خوشمزه تر شده اند 
روحانی مُچکریم
- از وقتی روحانی رییس جمهور شده همه چی بانظم و ترتیب پیش میره مثلا شماببین:
اخرین روز هفته گذشته اخرین روز ماه بود اخرین روز بهار هم بود و اولین روز هفته ، اولین روز ماه بود اولین روز تابستونم بود
روحانی مُچکریم
- لب پنجره نشسته بودم یهویی دیدم یه هلیکوپتر اومد بالا ساختمونمون و یه مامور نیرو انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت بوم دیش ماهواره مونُ تنظیم کرد و رفت :))
روحانی مُچکریم
-الان پشه اومد بهم گفت :
سلام ، نیشت بزنم ؟
گفتم نه عزیزم مرسی ...
گفت خواهش میکنم و رفت !
پشه ها چه با ادب شدن !
روحانی مُچکریم
                           
                  بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هشتم تیر 1392 | 13:3 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
هدف از کلاس امروز حل برخی معادله های بسیار ساده است که شما در مدرسه آموخته اید.
البته اگر هنوز به خاطر داشته باشید... 
در اینجا من به شما 3 رقم و یک نتیجه خواهم داد، شما باید با قرار دادن علامت های صحیح معادله را کامل کنید. 
برای درک بهتر ابتدا یک مثال را با هم حل میکنیم، باقی معادله ها به عهده ی شماست:
2 2 2 = 6
این رابطه اینجوری درست میشه:
2 + 2 + 2 = 6
ساده بود نه؟ حالا بقیه ی معادله ها را حل کنید.
1 1 1 = 6
2 2 2 = 6
3 3 3 = 6
4 4 4 = 6
5 5 5 = 6
6 6 6 = 6
7 7 7 = 6
8 8 8 = 6
9 9 9 = 6
.
.
.
خب؟ تونستید حل کنید؟
چی؟ فقط دومی رو؟! اون که مثال خودم بود...
و ششمی رو؟ وای خدای من! خیلی سخت بود نه؟!
6 + 6 - 6 = 6

بقیه چه طور؟ 
حدس می زنم که از عهده ی سومی هم بر اومدی
3 × 3 - 3 = 6
شاید از عهده ی پنجمی
5 / 5 + 5 = 6
و با یه کم شانس هفتمی...
-7 / 7 + 7 = 6
هنوز به نظرت غلطه؟ ببین: - (7/7) = -1 و در نتیجه 7 - 1 = 6 
حالا میریم سراغ اونها که یه کم مشکل تر به نظر میان... 
چهارمی
√4 + √4 + √4 = 6
نهمی
√9 × √9 - √9= 6
هشتمی رو چی میگی ؟؟؟؟
3√8 + 3√8 + 3√8 = 6
اووووووووه! اینم برای خودش ایده ای بودها.... 
.
.
.
.
.
.
.
بسیار خب، کلاس امروز هم تموم شد... 
اوه بله، حق با شماست... هنوز تموم تموم نشده، معادله ی اولی باقی مونده...
(1 + 1 + 1)! = 6
فاکتوریل: فاکتوریل یک عدد حاصل ضرب تمام اعداد طبیعی کوچکتر و مساوی آن عدد تا 1 است.
فاکتوریل را با علامت تعجب نمایش می دهند!
باحال بود ، نه؟؟؟؟
حالا وقتشه که برای دوستاتونم بفرستین


تاريخ : جمعه هفتم تیر 1392 | 17:10 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
حموم بودم ..
مامانم ميزنه به در
ميگم : بله
ميگه : حمومي ؟؟
ميگم : پَ نه پَ اينجا لَندنه صداي منو ازراديو بي بي سي ميشنوي
ميگه : در زدم بهت بگم مهمونا اومدن
دختراشون هم رفتن تو اتاقت دارن با کامپيوترت کار ميکنن
لباس و حوله ات هم از پشت در بر ميدارم که امشب تو لندن بموني
تا فهم درست جواب دادن رو پيدا کني الاغ 



تاريخ : جمعه هفتم تیر 1392 | 17:2 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |

هیچ كلكی در كارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود!

 البته به شرطی كه تقلب نكنید!

طالع بینی چینی! ..


                         بقیه در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ششم تیر 1392 | 22:38 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |

صعود مقتدرانه ملي پوشان فوتبال ايران به جام

 جهاني


ديدار تيم هاي ملي کره جنوبي و ايران در آخرين ديدار از دور مقدماتي انتخابي جام جهاني 2014 برزيل در پايان نيمه اول با نتيجه بدون گل به پايان رسيد. 


**ترکيب تيم ملي ايران

رحمان احمدي، سيد جلال حسيني، پژمان منتظري، امير حسين صادقي، خسرو حيدري، هاشم بيگ زاده، جواد نکونام، آندرانيک تيموريان، مجتبي جباري، رضا قوچان نژاد و مسعود شجاعي مقابل تيم ملي کره بازي مي کنند.

**ترکيب تيم ملي کره جنوبي

جون سونگ ريدنگ، لي چو يونگ، پارک چو هوو، کواک تائه هووي، شين کوانگ، کيم چي وو، جانگ هيون سوو، سونگ هيونگ مين، جي دوونگ وون، لي وون گوک.

بازي رأس ساعت 16:30 آغاز شد.

اولين موقعيت خطرناک را دقيقه 6 کره اي ها از دست دادند.

تا دقيقه 10 توپ و ميدان دست بازيکنان کره جنوبي است.

دقيقه 13 بازيکنان کره شوت سنگيني به سمت دروازه ايران کردند که رحمان احمدي آن را مهار کرد.

تا دقيقه 23 هم همچنان توپ و ميدان در اختيار تيم ملي کره جنوبي است و آنها باز هم حمله خطرناکي روي دروازه ايران داشتند که با خوش شانسي توپ به بيرون رفت.

تا دقيقه 30 حملات تيم کره جنوبي همچنان روي دروازه ما ادامه دارد و ملي پوشان کشورمان فقط دفاع مي کنند.

**قطر به گل رسيد

در بازي همزمان اين گروه که نتيجه آن براي تيم ما بسيار مهم و حساس است، تيم ملي قطر در دوحه مقابل ازبکستان قرار گرفته است که در اين بازي عبدالقدير الياس در دقيقه 37 براي تيم ملي قطر گلزني کرد. اين نتيجه که تا به اينجاي کار براي قطر بدست آمده کاملا به سود تيم ملي فو.تبال ايران است.

نيمه اول بازي ايران و کره جنوبي با تساوي بدون گل به پايان رسيد.

آندرانيک تيموريان در دقيقه 56 اولين کارت زرد بازي را دريافت کرد.

رضا قوچان نژاد در دقيقه 60 اولين گل تيم ملي ايران را وارد دروازه تيم کره جنوبي کرد تا فاصله چنداني براي صعود به جام جهاني نداشته باشيم.

**گل تساوي براي ازبکستان

تيم ملي فوتبال ازبکستان در دقيقه 60 توسط بهادر نسيموف به گل تساوي رسيد.

**گل دوم و سوم براي ازبکستان

دقايق 72 و 74 تيم ملي ازبکستان توسط اولگ زوتيو و بهادر نسيموف به گلهاي دوم و سوم خود رسيد.

در بازي ايران و کره جنوبي در دقيقه 82 حاج صفي جايگزين مسعود شجاعي در زمين شد.

فرزاد حاتمي در دقيقه 92 جايگزين قوچان نژاد در زمين شد.

**ازبکستان به گل چهارم رسيد

بازي تيم ملي فوتبال ايران مقتدرانه به عنوان تيم اول به جام جهاني برزيل 2014 صعود کرد.


**ترکيب تيم ملي ايران

رحمان احمدي، سيد جلال حسيني، پژمان منتظري، امير حسين صادقي، خسرو حيدري، هاشم بيگ زاده، جواد نکونام، آندرانيک تيموريان، مجتبي جباري، رضا قوچان نژاد و مسعود شجاعي مقابل تيم ملي کره بازي مي کنند.

**ترکيب تيم ملي کره جنوبي

جون سونگ ريدنگ، لي چو يونگ، پارک چو هوو، کواک تائه هووي، شين کوانگ، کيم چي وو، جانگ هيون سوو، سونگ هيونگ مين، جي دوونگ وون، لي وون گوک.

بازي رأس ساعت 16:30 آغاز شد.

اولين موقعيت خطرناک را دقيقه 6 کره اي ها از دست دادند.

تا دقيقه 10 توپ و ميدان دست بازيکنان کره جنوبي است.

دقيقه 13 بازيکنان کره شوت سنگيني به سمت دروازه ايران کردند که رحمان احمدي آن را مهار کرد.

تا دقيقه 23 هم همچنان توپ و ميدان در اختيار تيم ملي کره جنوبي است و آنها باز هم حمله خطرناکي روي دروازه ايران داشتند که با خوش شانسي توپ به بيرون رفت.

تا دقيقه 30 حملات تيم کره جنوبي همچنان روي دروازه ما ادامه دارد و ملي پوشان کشورمان فقط دفاع مي کنند.

**قطر به گل رسيد

در بازي همزمان اين گروه که نتيجه آن براي تيم ما بسيار مهم و حساس است، تيم ملي قطر در دوحه مقابل ازبکستان قرار گرفته است که در اين بازي عبدالقدير الياس در دقيقه 37 براي تيم ملي قطر گلزني کرد. اين نتيجه که تا به اينجاي کار براي قطر بدست آمده کاملا به سود تيم ملي فو.تبال ايران است.

نيمه اول بازي ايران و کره جنوبي با تساوي بدون گل به پايان رسيد.

آندرانيک تيموريان در دقيقه 56 اولين کارت زرد بازي را دريافت کرد.

رضا قوچان نژاد در دقيقه 60 اولين گل تيم ملي ايران را وارد دروازه تيم کره جنوبي کرد تا فاصله چنداني براي صعود به جام جهاني نداشته باشيم.

**گل تساوي براي ازبکستان

تيم ملي فوتبال ازبکستان در دقيقه 60 توسط بهادر نسيموف به گل تساوي رسيد.

**گل دوم و سوم براي ازبکستان

دقايق 72 و 74 تيم ملي ازبکستان توسط اولگ زوتيو و بهادر نسيموف به گلهاي دوم و سوم خود رسيد.

در بازي ايران و کره جنوبي در دقيقه 82 حاج صفي جايگزين مسعود شجاعي در زمين شد.

فرزاد حاتمي در دقيقه 92 جايگزين قوچان نژاد در زمين شد.

**ازبکستان به گل چهارم رسيد

بازي تيم ملي فوتبال ايران مقتدرانه به عنوان تيم اول به جام جهاني برزيل 2014 صعود کرد.


***********
a40a18تبریک میگمa18 a40



[تصویر:  icon200.gif][تصویر:  icon200.gif][تصویر:  icon200.gif]


تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 | 23:45 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
یه دختره هس تو دوران کودکی هم محله ایمون بود ! . . . الان جوری خودشو میگیره انگار کیه.....یادش رفته بچه بود هر وقت ماکارونی داشتن می دوید تو کوچه میگفت : ما امشب برنج دراز داریم!! [تصویر:  1.gif])))))


یه روز چینیه می ره بالای کوه میگه:
هین تا ساو لاو تشین
از کوه صدا میاد:
خدا ورت داره خیلی سخت بود یه بار دیگه تکرار کن !a6





پاسخ منطقی اکثر والدین ایرانی درمقابل اجازه گرفتن فرزندانشان برای انجام کاری
۱) اگر قبلا کسی آن کار را انجام نداده باشد :آخه کی تاحالا همچین غلطی کرده که تو میخوای بکنی؟
۲) اگر قبلا کسی آن کار را انجام داده باشد :حالا هرکی هر غلطی کرد تو هم باید بکنی؟a2



آقا ما درس میخونیم.ما امتحان میدیم بعد فامیل زنگ میزنه به مامانمون میگه خوب دیگه امتحانا تموم شد راحت شدی :| چه وضعشه!!!!





یه بار خواستیم ورزش کنیمااااا
امروز صبح بعد از مدتها تصمیم گرفتم با دوستم بریم ورزش کنیم!
گرمکن نارنجیمو پوشیدم و زدم بیرون
و حالا توجه کنید به تیکه*های ملت :
نارنگی! کجا میری؟
… پرتقال! بدو تا نخوردمت!
هویج! مگه خرگوش دنبالت کرده؟
ته* سیگار!
رفتگر! برو ۹ شب بیا بابا!
چی*توز موتوری!
سن ایچ و دیگر هیچ!
لینا توپی!! انقدر جون نده بابا!
اسمارتیز! بقیه دوستات کجان؟
بچه*ها! بچه ها! گارفیلد!
الان کدوم مسئول باید رسیدگی کنه؟[تصویر:  23.gif]a2a2





من اولش یه گوله نمک یددار بودم بعدش دستو پا در آوردم …
گفتم شما هم درجریان باشید !
 [تصویر:  4.gif]




عاشق کارای Unknown Artist ــَـم. 
مخصوصن آلبوم Unknown Album ــِـش ! a6a6




شمـــام وقتی از خواب بیدار میشید
چند دقیقه تو جاتون میمونیـــن تا لـــود بشین آیــــــا ؟؟ : ))





“چند مگس مگه؟”
تعجب یک اصفهانی از حجم فلش مموری ! [تصویر:  4.gif]




اس ام اس جدید ایرانسل:

مشترک گرامی
 

بخدا اگر بفهمم رفتی رایتل خریدی باهات کات میکنم
 

۱ بار با همراه اول بهم خیانت کردی
 

بسه دیگه
 

تحملشو ندارم!
a2





دخترا , پسرا… هرچقدرم عاشق چاووشي و يگانه باشيد
يا حتي عاشق افتخاري و شجريان باشيد
بازم هيچ فرقي نداره
شب عروسيتون بايد امشو شوِ شِ ليپک لي لي لونه بذاريد
اين يه قانونه ![تصویر:  4.gif]a2




آقای مجری :کلاه قرمزی چشاتو ببند، این چیزیو که من بهت میدم لمس کن و بااستفاده از حس لامسه ت بگو چیه.
کلاه قرمزی چشاشومیبنده و آقای مجری یه آجر بهش میده.
آقای مجری :خب این چیه؟
کلاه قرمزی :دسمال کاغذیه توش زیاد فین کردن مونده سفت شده[تصویر:  4.gif]



ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ
ﮔﻔﺖ ﻧﻨﻪ ﺟﻮﻥ ﻟﮑﻪ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﻋﻔﺎﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻫﻢ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ
ﺍﮔﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻦ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﻏﻮﻧﺖ ﻣﯿﺰﺩﯼ 
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﻫﻮﺍ ! [تصویر:  10.gif]a6a6a6 


تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 | 23:41 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
[تصویر:  7de384e4e2ac7b96f2cfd0956fe7f13b-425]



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 | 23:18 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
[تصویر:  231.gif]از يه ديوانه مي پرسن چرا ديوونه شدي؟

ميگه : راستش من يه زن گرفتم که يه دختره 18 ساله داشت. دختره زنم با بابام ازدواج کرد. پس زن من / مادرزن پدرشوهرش شد..

دختره زن من پسري زاييد که داداش من و نوه ي زن من بود پس نوه ي منم بود پس من پدربزرگ داداشم شدم.

زن من پسري زاييد که زن پدرم ، خواهر ناتني پسرم و مادربزرگ اون شد.

پس پسرم داداش مادر بزرگ اش بود و من خواهر زاده ي پسرم شدم و ...................... 
تو بودی دیوونه نمی شدی


تاريخ : یکشنبه هجدهم فروردین 1392 | 13:0 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |

سلام به تمامی دوستان

خیلی شرمندم چون نتونستم یه ماهی حاضر باشم اخه بار کردیم

خیلی هم بهتون عید رو تبریک میگم

اتماس دعا



تاريخ : سه شنبه ششم فروردین 1392 | 23:53 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
قالت الزوجه للطبیب: زوجی یتکلم وهو نائم فی لیل.ماذا افعل؟؟؟

اجاب الطبیب:اعطیه فرصه لیتکم فی النهارSmile)))
زنه میره پیش دکتر میگه شوهرم شبا تو خواب حرف میزنه.چی کار کنم؟؟؟
دکتره گف:یه فرصتی بهش بده در طول روز حرف بزنهSmile)))
خخخخخخ(واقعنا!!!)

بقیه در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 | 12:38 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
یارو زبونش می گرفته، می ره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟
کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟
یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟
یارو می گه: بابا دیب، دیب!
طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه.
اون میاد ‌می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟
یارو می گه: دیب!
رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟
یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ‌ورش دیب داره.
رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟
رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه...
یکی از کارمندای داروخونه میاد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.
رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.
می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟
یارو می گه: دیب!
کارمنده می گه: دیب؟
یارو: آره.
کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟
یارو: آره.
کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای؟!
همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه کیسه مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.
همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟
کارمنده می گه: دیب!
می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟
می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می شه و می گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟
کارمنده می گه: تموم شد. آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!!!
.
.
.

آوخیشششششششش دلم خنک شد تو کفش موندین
a6



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 11:0 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |

آیا می دانید شیطان به رسول خدا (ص) گفت که طاقت دیدن و تحمل این شش خصلت امت پیامبر اکرم (ص) را ندارد:

1 هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند.

2 با هم مصافحه می کنند.

3 برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند.

4 از گناه استغفار می کنند.

5 تا نام حضرت محمد (ص) را می شنوند صلوات می فرستند.

6 ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.


و آیا می دانید هنگامي که مي خواهيد اين پيام را به ديگران ارسال کنيد، شيطان سعي خواهد کرد تا شما را منحرف کند؟!


تاريخ : پنجشنبه پنجم بهمن 1391 | 16:2 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر میره

دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟


خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم مست میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه.


دکتر گفت: خبو دوای دردت پیش منه: هر وقت شوهرت مست اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.


دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت.


خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم مست اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت.

دکتر گفت: میبینی اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا حل میشن!!
a6a6a6


تاريخ : یکشنبه یکم بهمن 1391 | 13:50 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
یك پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیكی یك دبیرستان خرید. یكی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این كه مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی كلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی كه بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی كه در خیابان افتاده بود را شوت می كردند و سروصداى عجیبی راه انداختند. این كار هر روز تكرار می شد و آسایش پیرمرد كاملاً مختل شده بود. این بود كه تصمیم گرفت كاری بكند.
روز بعد كه مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این كه می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همین كار را می كردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنید. من روزی هزار تومان به هر كدام از شما می دهم كه بیائید اینجا و همین كارها را بكنید.»
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی توانم روزی صد تومان بیشتر به شما بدهم. از نظر شما اشكالی ندارد؟
بچه ها گفتند: «صد تومان؟ اگر فكر می كنی ما به خاطر روزی فقط صد تومان حاضریم این همه بطری نوشابه و چیزهای دیگر را شوت كنیم، كورخواندی. ما نیستیم.»
و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.



تاريخ : یکشنبه دهم دی 1391 | 12:24 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
روزی بود و روزگاری بود یک روز ملانصرالدین تصمیم گرفت گاوش را به بازار ببرد و بفروشد پیش از رفتن به بازار آب و علف خوبی به گاوش داد و آن را به بازار برد . یکی از آدم های بد کار وقتی دید ملانصرالدین گاوش را به بازار آورده تا بفروشد فکر شیطانی به ذهنش رسید و نقشه ای کشید که سر بیچاره کلاه بگذارد او با عجله به سراغ دوستانش رفت و نقشه اش را با آن ها در میان گذاشت و طبق نقشه یکی یکی به طرف ملا نصرالدین رفتند .

اوّلی گفت: عمو جان این بز را چند می فروشی؟ ملانصرالدین گفت: این حیوان گاو است و بز نیست. مرد گفت: گاو است؟ به حق چیزهای نشنیده! مردم بز را به بازار می آورند تا به اسم گاو بفروشند. ملاّ داشت عصبانی می شد که مرد حیله گر راهش را گرفت و رفت .

دوّمی آمد و گفت : ملاّ جان بزت را چند می فروشی ملّا از کوره در رفت و گفت : مگر کوری و نمی بینی که این گاو است نه بز؟ ، مرد حیله گر گفت: (چرا عصبانی می شوی؟ بزت را برای خودت نگه دار و نفروش)

چند لحظه بعد سومّی آمد و گفت: «ببینم آقا این حیوان قیمتش چند است» ملا گفت: «ده سکه» خریدار گفت: ده سکه؟ مگر می خواهی گاو بفروشی که ده سکه قیمت گذاشتی این بز دو سکه هم نمی ارزد
ملا باز هم عصبانی شد و گفت: گاو؟ پس چی که گاو می فروشم
خریدار گفت : دروغ به این بزرگی! مگر مردم نادان هستند که پول گاو بدهند و بز بخرند.

ملاّ نگاهی به گاوش انداخت کمی چشم هایش را مالید و با خود گفت : «نکند من دارم اشتباه می کنم و این حیوان واقعاً بز است نه گاو» خریدار چهارمی سر رسید و با لبخند آرامش گفت : ببخشید آقا! آیا این بز شما شیر هم می دهد؟ مّلا که شک در دلش بود گفت : «نه آقا ، بز است ، به درد این می خورد که زمین را شخم بزند» خریدار گفت: «خوب حالا این بزت را چند می فروشی تا با آن زمینم را شخم بزنم» ملا با خود گفت: «حتماً من اشتباه می کنم مردی به این محترمی هم حرف سه نفر قبلی را تکرار می کند» معامله انجام شد . ملا گاوش را که دیگر مطمئن بود ، بز است به دو سکه فروخت و به خانه اش برگشت

دزدها هم با خیال راحت گاو را به آن طرف بازار بردند و با خیال راحت فروختند از آن به بعد وقتی خریداری بخواهد هر جنسی را به قیمت کمتری بخرد می گویند (بز خری می کنی)



تاريخ : دوشنبه بیستم آذر 1391 | 10:34 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
  • به نظر شمامعنای "استاد خسته نباشید" کدام است؟ 
**************************************** 

)جمع کن بابا کار و زندگی داریم 
) استاد به روح اعتقاد داری ؟؟؟؟
3) جمع کن بابا قلـــــــیون دیر شد
)خفه میشی یا بیام خفه ات کنم
) جون مادرت درس بسه
)استـــــــــــــــــــاد قرار دارم دم بوفه! ولمون کن
) برو بیرون دیگه ...
) با خداحافظیت خوشحالمون کن
) بس کن دیگه صدات رو اعصابه
10 ) استاد ساعت نداری تقویم هستا! 
11 )استاد تیتراژ رفت



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 | 15:33 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
همه ی اونایی که سر میزنن خیلی نامردن چون حتی یه نظر هم نمیدن 



تاريخ : جمعه بیست و هشتم مهر 1391 | 11:6 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
اگه دیدید یه زن دهنش رو به اندازه یک اسب آبی باز کرده
نترسید با شما کاری نداره داره به چشماش ریمل میزنه



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 | 14:28 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه، و تا خانمِ خونه در رو بازمیکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه، بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه کود گاوی رو روی فرش خالی میکنه و میگه:
اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همه ی اینها ظرف مدت 3 دقیقه با این جاروبرقی قدرتمند نباشم
حاضرم که تمامِ اینها رو بخورم!
خانوم میگه: سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟
بازاریاب: چــــرا؟

خانوم: چند روزیه برقِ خونه مون قطعه...!!! :|



تاريخ : جمعه چهاردهم مهر 1391 | 15:8 | نویسنده : محمد جواد شاوردی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.